خرید بک لینک
به رغم این که از قیل و قال نوشتن های درگیر و خودگرفتار و پرهیاهوی گوشه و کنار سیاست زدگی های ریز و درشت این روزها و آن روزها و روزهای دگر بی زارم، از اظهار درددل ها و تأسف ها و حرف های مانده توی گلوی وامانده م، هم خودداری نمی کنم. نمی دانم از زیر نگاه ملتمسانه چند واژه می توانم شانه خالی کنم تا سرتان را زیاد با فریادهای آرامشان درد نیاورده باشم. چهار ماه و هفت روزم بود که آقای حیاتی که حالا بیست و یک سال پیرتر از آن روز شده ست از رادیو اعلام کرد "انا لله و انا الیه راجعون ...". از آن روز که یاد

برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:40

به چه کسی می‌توان گفت لابلای خستگی‌هام جایی برای شانه کشیدن موها نیست؟ به چه کسی می‌توان فهماند تنها باید قدم زد توی کوچه، زیر نور ماه؟ تنها و تنهایی ات را تنها با جیرجیرک‌ها هم‌پیاله می‌توان شد. به دست چه کسی دردهای دلم را مرهمی می توانم؟ وقتی کسی نیست.به چه کسی می‌توان حرفی زد؟ آی عزیز! مهربان! چه حرفی می‌توان زد که بین جمله هایم تو راه نرفته باشی با خنده؟ برای چه کسی می‌توان شعری گفت که استعاره ای بهتر از گونه هات، تلمیحی بهتر از لبخندت و مراعات نظیری بی‌نظیر تر از چشم هات داشته باشد؟ از پل

برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:40

قطعا اینا رو نمی‌گم که ترحم کسی برانگیخته شه. می‌خوام بگم خیلی وقت‌ها اون چیزایی رو که باورش خیلی راحت‌تر از باور نکردنشه، باور نمی‌کنیم؛ چون از واقعیت می‌ترسیم یا نپذیرفتنش برامون راحت تره و درد سرش کم‌تره. و البته مرگ فقط یکی از این واقعیت‌هاست که بودنش مث سایه که نه، مثل یه رفیق فابریکه که همیشه دست انداخته گردنمون و ما آدم های بی‌جون گردنمون اون قدر کلفت شده که سنگینی دست مرگ رو حس نمی کنیم و بیشتر به سنگینی سایه مرگ دل بستیم ...


برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:40

طبع شعرم غزلی کهنه به بار آوردهاحتمالا به خودش خیلی فشار آوردهچشم و لعل لب و زلف و زنخ و ابرو راسرِ هم کرده و تمثیل ز یار آوردهطبع نابالغم انگار جوانی نورستا توانسته لب و بوس و کنار آوردهشاهد و آینه و شمع و شراب آوردهتنبک آورده ، دف آورده ، سه تار آوردهو همین کآمده از یار بگیرد کامیناخودآگاه غزل را به قمار آوردهو به یک باره دل و قافیه را باخته استو نفهمیده و ناخواسته "گار" آوردهو رقیب آمده و قاپ طرف دزدیدهبی وفایی نگار‌ش به کنار ، آوردههر چه درد و مرض و رنج و بلا و غم بودبر سر طبع غم آلوده ی زار

برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:40

صفحه بندی